الشيخ حسين بن علي الكاشفي ( الواعظ الهروي )
570
رشحات عين الحياة في مناقب مشايخ الطريقة النقشبندية وآدابهم النبوية وأسرارهم الربانية
هفت بيت أز غزل بي بدل عارف روم * كه همه باخبران واله آن كفتارند ميكنم تضمين كاند رصفت أين پاكان * آن كهرها شرف عقد ثريا دارند جون صدف كوش نه وجاي ده أندر دل صاف * أين غزل را كه بجز عقد درش نشمارند هله هش دار كه در شهر دوسه طرارند * كه بتدبير كلاه أز سرمه بردارند دوسه رندند كه هشيار دل وسر مستند * كه فلك را بيكي عريده در چرخ آرند صورتي أندولي دشمن صورتهاند * در جهانند ولي از دو جهان بيزارند يار آن صورت غبيند كه جان طالب أوست * همجو جشم خوش أو خير كش وبيمارند سر دهانند كه تا سر ندهي سر ندهند * ساقيانند كه أنكور نميأفشارند كر بكف خاك بكيرند زر سرخ شود * روز كندم دروند وبشب جوكارند مردمي كن مرو از صحبتشان مردم شو * زانكه أين مردم ديكر همه مردم خوارند أي صفي مردمي آموز أزيشان كايشان * مردم ديدهء بينائي أولو الأبصارند نور اين مردمك ديدهء بيناكه بود * آنكه زواهل نظر چشم عنايت دارند قطب آفاق شه كون ومكان خواجة * عبيد كز عموم نعم أو همه روزي خوارند نير عالم توحيد كه إزمشكاتش همه * ذرات جهان مقتبس أنوارند خواجهء زمرهء أحرار كه شاهان جهان * بر در خدمت أو بندهء وخدمتكارند دين پناها توي آن قبلهء مخلوقاتكه خلق * بيخود از هر جهتي روى بوى مىآرند همه باطوق وفا حلقه بكوشان تواند * كر عبيدند درين راه وكراحر ارند جاهلاني كه سرا زربقهء أمرت پيجند * در جراكاه بلاهت خربى أفسارند كه سراسيمه فتاده بته تيه ضلال كاه * حيرت زده در باديهء أدبارند ناكسانيكه ز احسان تو محروم زيند * بر لب بحر جكر تشنه جوبو تيمارند آن حريفانكه مي إز ساغر عشقت نوشند * كرچه بس بيخود ومستند عجب هشيارند بيخود انرا بجناب تو دمادم كششيست * بيدلان در خم قلاب تو ما هي وارند ما هي بحر توام واز صدف مدح تو پر * جون صدفها كه لبالب ز در شهوارند هر كه شد غرقة بحر تو فزود آب * رخش أهل ساحل جو صدف ربزة بيمقدارند جاودان غرقة درين بحر صفا باد صفي * هركزش يا رب أزين بحر بيرون نكذارند